آرشیو مطالب : مشاهیر ادبیات

ابوبکر سجستانی

َبوبَکْرِ سِجِسْتانی، محمد بن عزیر (د ح ۳۳۰ق/۹۴۲م)، مفسر، ادیب و مؤلف در زمینۀ غریب القرآن. برخی چون دارقطنی (د ۳۸۵ق) و خطیب بغدادی او را محمد بن «عزیز» خوانده‌اند (نک‍ : ابن نقطه، ۷/۷). اکثر قریب به اتفاق منابع در نام و نسب او به «محمدبن عزیر» بسنده کرده‌اند، ولی در مواردی محمد بن عزیر بن اعین (نک‍ : ابن قاضی شهبه، ۱۸۹)، محمدبن عمربن احمد (نک‍ : پرچ، شم‍ ۵۲۲؛ قس: ورهووه، ۲۶۰) و محمدبن عمربن احمدبن عزیر (ظاهریه، ۴۰۸؛ بانکیپور، TS, I/590; XVIII(2)/174) نیز ضبط شده است.
دربارۀ زندگی وی تقریباً چیزی دانسته نیست. از نسبت سجستانی چنین بر می‌آید که اصل او از سیستان بوده و در بغداد می‌زیسته است. به گفتۀ ذهبی: «وی تا حدود ۳۳۰ق در قید حیات بوده، اما ابن نجار دربارۀ تاریخ درگذشت او سکوت کرده است» (۱۵/۲۱۶، ۲۱۷). براساس گفتۀ ابن خالویه (نک‍ : ابن خیر، ۶۴) وفات ابوبکر سجستانی پیش از ابوبکر محمدبن قاسم انباری (نک‍ : ﻫ د، ابن انباری) یعنی پیش از ۳۲۸ق واقع شده است. از این‌رو استنباط ابن شاکر (۱۰/۳۰۶) و در پی او تلقی کرده‌اند، قابل تردید است. (ادامه…)

زندگی فریدون مشیری

فریدون مشیری در سی ام شهریور ۱۳۰۵ در تهران به دنیا آمد. جدپدری اش به واسطه ماموریت ادرای به همدان منتقل شده بود و از سرداران نادرشاه بود. پدرش ابراهیم مشیری افشار فرزند محمد در سال ۱۲۷۵ شمسی در همدان متولد شد و در ایام جوانی به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گردید. او نیز از علاقه مندان به شعر بود و در خانواده او همیشه زمزمه اشعار حافظ و سعدی و فردوسی به گوش میرسید. مشیری سالهای اول و دوم تحصیلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموریت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران باز گشت (ادامه…)

ناصرخسرو حارث قبادیانی

ناصرخسرو. [ ص ِ رِ / رْ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) (حکیم …) ناصربن خسروبن حارث قبادیانی بلخی مروزی ، ملقب و متخلص به «حجت » و مکنی به ابومعین . از شاعران قوی طبع و قصیده سرایان گران قدر زبان فارسی است ۞ . وی در ماه ذی القعده ٔ سال ۳۹۴ هَ . ق . (ادامه…)

محمد باقر علامه مجلسى

تولد:

(علامه (محمد باقر) مجلسى به سال ۱۰۳۷ هجرى مساوى با عدد ابجدى جمله (جامع کتاب بحار الانوار) چشم به جهان گشود.) (۱)
پدرش مولا محمد تقى مجلسى از شاگردان بزرگ شیخ بهایى و در علوم اسلامى از سرآمدان روزگار خود به شمار مى رفت . وى داراى تاءلیفات بسیارى از جمله (احیاء الاحادیث فى شرح تهذیب الحدیث ) است . (مادرش دختر صدرالدین محمد عاشورى ) (۲) است که خود از پرورش یافتگان خاندان علم و فضیلت بود. (ادامه…)

بیانی کرمانی

بیانی کرمانی ، شهاب الدین عبدالله مروارید متخلص به بیانی ، نویسنده ، شاعر، خوشنویس ، نوازنده و آهنگساز اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم . در ۸۶۵ به دنیا آمد و تقریباً تمام دوران حیات خود را در شهر هرات گذراند. پدرش ، شمس الدین محمد صدرمروارید، از بزرگزادگان کرمان بود که در فتنة ترکمانهای قراقوینلو (۸۵۵ ـ۸۷۲) از کرمان به هرات کوچ کرد (خواندمیر، ص ۳۹۵) و مورد عنایت ابوسعید محمد (متوفی ۸۷۳) قرار گرفت و ابتدا وزیر او و سپس وزیر سلطان حسین بایقرا (حک : ۸۷۳ ـ۹۱۱) شد (همانجا). بیانی نیز به تبع پدر، در ابتدای جوانی به دربار حسین بایقرا راه پیدا کرد و پس از مدتی به مقام صدارت رسید و نیز منصب دیوان «رسالت و پروانه » به او محوّل گشت و بعد از آن در جرگة امرا درآمد و به جای امیر علیشیر نوایی (۸۴۴ ـ۹۰۶) بر فرمانها و منشورهای سلطانی مهر می زد (ادامه…)

ابن شاکر کتبی

بْن‌ِ شاکِرِ کُتُبى‌، صلاح‌الدین‌ ابوعبدالله‌ محمد بن‌ شاکر بن‌ احمد بن‌ عبدالرحمان‌ بن‌ شاکر بن‌ هارون‌ بن‌ شاکر دارانى‌، مورخ‌ و ادیب‌ دمشقى‌ (د ۷۶۴ق‌/۱۳۶۳م‌). حاجى‌ خلیفه‌ لقب‌ او را فخرالدین‌ یاد کرده‌ است‌ (۲/۱۱۸۵). از جزئیات‌ زندگى‌ ابن‌ شاکر اطلاعات‌ دقیقى‌ در دست‌ نیست‌. از شهرت‌ او به‌ دارانى‌ چنین‌ برمى‌آید که‌ در داریا از روستاهای‌ اطراف‌ دمشق‌ زاده‌ شده‌ و سپس‌ به‌ شهر دمشق‌ منتقل‌ شده‌ است‌. سال‌ تولد وی‌ روشن‌ نیست‌، اما در منابع‌ جدید آن‌ را ۶۸۱ق‌/ ۱۲۸۲م‌ (کحاله‌، ۱۰/۶۱) یا ۶۸۶ق‌/۱۲۸۷م‌ (فروخ‌، ۳/۷۸۸) ضبط کرده‌اند، ولى‌ معلوم‌ نیست‌ که‌ این‌ دو رقم‌ از کدام‌ منابع‌ برگرفته‌ شده‌ است‌. به‌ هر حال‌ ابن‌ شاکر از ابوالعباس‌ الحجّار معروف‌ به‌ ابن‌ شحنه‌ (د ۷۳۰ق‌/۱۳۳۰م‌) و ابوالحجاج‌ یوسف‌ بن‌ عبدالرحمان‌ المزی‌ (د۷۴۲ق‌/۱۳۴۱م‌) و شمس‌الدین‌ ذهبى‌ حدیث‌ شنید (ابن‌ حجر، ۵/۱۹۴؛ ابن‌ رافع‌، ۲/۲۳۶). او چنانکه‌ خود گفته‌ به‌ مطالعة آثار تاریخى‌ علاقة بسیار داشت‌ ( عیون‌ التواریخ‌، ۱/۳) و چون‌ از زن‌ و فرزند فارغ‌ بود، دست‌ به‌ تصنیف‌ گشود (همانجا)، اما ظاهراً در ادب‌ دستى‌ قوی‌ نداشت‌ و اصول‌ نحوی‌ و لغوی‌ را در نوشته‌های‌ خود رعایت‌ نمى‌کرد (عباس‌، ۳). ابن‌ حجر (همانجا) و حسینى‌ (ص‌ ۲۰۶) متذکر شده‌اند که‌ ابن‌ شاکر در آغاز کار مردی‌ سخت‌ تهیدست‌ بود و سپس‌ به‌ خرید و فروش‌ و استنساخ‌ کتاب‌ پرداخت‌ و از آن‌ راه‌ ثروتى‌ اندوخت‌. این‌ شغل‌ که‌ وی‌ را به‌ خواندن‌ کتابها وا مى‌داشت‌، گذشته‌ از علاقة بسیاری‌ که‌ خود وی‌ به‌ کسب‌ دانش‌ نشان‌ مى‌داد، انبوهى‌ آگاهیهای‌ تاریخى‌ و تراجم‌ احوال‌ بزرگان‌ دانش‌ و سیاست‌ در اختیار وی‌ گذاشت‌ که‌ حاصل‌ آن‌ را در دو اثر بزرگ‌ او، فوات‌ الوفیات‌ و عیون‌ التواریخ‌، مى‌توان‌ دید. (ادامه…)