آرشیو مطالب : مشاهیر ملل مختلف

آدولف آلویس هیتلر

بیستم آوریل ۱۸۸۹ ٬دریک غروب بهارى در منطقه سرسبز باواریا ( مرز میان آلمان و اتریش) ، آلویس و کلارا صاحب فرزندى شدند که نامش را آدولف گذاشتند.

آلویس هیتلر کارمند اداره گمرک بود و به همین جهت دوست داشت که پسرش نیز راه او را ادامه دهد وکارمند شود. از این رو با آنکه درآن زمان در وضعیت مالى بدى قرار داشت پسرش را براى تحصیل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمى خواست کارمند شود. او کارمند شدن را همتراز اسارت مى دانست و از اینکه بله قربان گوى کس دیگرى باشد متنفر بود. به همین جهت با آنکه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشى روى آورد. دیرى نپایید که نخست پدر و سپس مادرش را از دست داد و او مجبور شد که براى ادامه زندگى به تنهایى به وین، پایتخت بزرگ و ثروتمند آن زمان اروپا ، گام بگذارد. او در آنجا روزگار سختى را پشت سر گذاشت. در سال ۱۹۱۴ یعنى درست در سالى که جنگ اول جهانى رخ داد به آلمان هجرت کرد و چون تعصبات ملى قویى داشت به جبهه اعزام شد و آن طور که دوستانش مى گویند رشادتهاى زیادى از خود نشان داد تا آنجا که به مدال صلیب شجاعت که تا آخر عمر با افتخار به گردن مى آویخت نائل گشت. (ادامه…)

آبازه محمد پاشا جلالی

آبازه محمدپاشا جلالی، یا ابازه، اباظه (د ۱۰۴۳ق/۱۶۳۳م)، دولتمرد و سردار عثمانی، بیگلربیگی حلب، فرمانروای مرعش و سپس والی ارزروم، منسوب به قبیلة آبازه یکی از قبایل ساکن در منطقة شرقی دریای سیاه (هامر پورگشتال، ۸/۲۳۹). او نخست خزانه‌دار و از سپاهیان «جان پولاد» شورشیِ دروزی بود (مصطفی نعیم، ۲/۲۴۰؛ عمرفاروق، ۵/۱۵۲). هنگامی که جان پولاد از مراد پاشا شکست خورد، آبازه همراه دیگر یارانِ جان پولاد اسیر گشت. (ادامه…)

کارل بروکلمان

بروکلمان ، کارل ، خاورشناس مشهور آلمانی . در ۱۷ سپتامبر ۱۸۶۸ در روستوک ، از شهرهای آلمان ، به دنیا آمد. در ۱۸۸۶ وارد دانشگاه روستوک شد. نخست به فراگیری زبان و متن شناسی یونانی و لاتین نزد لیو و زبان عربی و حبشی نزد فیلپی پرداخت و در شهر برسلاو علوم شرقی را نزد پریتوریوس ، و زبانهای شرقی را نزد فرنکل ، و زبانهای هند و ژرمن را نزد هلبرانت آموخت و در ۱۸۸۸ در استراسبورگ به محضر درس نولدکه رفت ، و در درس هوبشمان برای فراگیری زبانهای سنسکریت و ارمنی ، و درس دومیشن برای آموختن زبان مصری قدیم حاضر شد. او در ۱۸۹۰، با تقدیم رسالة نخستین دکتری خود، به تشویق و اشراف نولدکه ، تحت عنوان > ارتباط میان الکامل فی التّاریخ ابن اثیر و تاریخ الرّسل والملوک محمّدبن جریر طبری < از دانشگاه استراسبورگ درجة دکتری گرفت و در یکی از مدرسه های پرتستانی آغاز به تدریس کرد و در همان وقت با نولدکه دیوان لبید را تصحیح کرد که با ترجمة آلمانی در ۱۸۹۱ در وین منتشر شد. سپس به برسلاو رفت و در آنجا در ۱۸۹۳ رسالة دکتری دوم خود را، که مجوّز شایستگی او برای تدریس در دانشگاه بود، دربارة تلقیح فهوم اهل الا´ثار فی مختصرالسّیر والاخبار ، اثر عبدالرحمان ابوالفرج ابن جوزی ، تقدیم داشت . او در همین اوقات ، به گردآوری موادی برای تألیف فرهنگ سریانی پرداخت . نخست لغات ترجمة سریانی کتاب مقدس را گرد آورد و سپس به متون دیگر پرداخت . در فوریة ۱۸۹۵، این فرهنگ به صورت کامل با نام > واژه نامة سریانی < منتشر شد. پس از آن ، به دعوت ادوارد زاخائو در نشر تحقیقی و انتقادیِ طبقات ابن سعد شرکت جست . بروکلمان برای گردآوری نسخ خطی این کتاب در فاصلة ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۶، به لندن و استانبول سفر کرد و با استفاده از این فرصت به استنساخ عیون الاخبار ابن قتیبه پرداخت و در ۱۸۹۶ به برسلاو بازگشت . جلد هشتم از طبقات ابن سعد، که با کوشش بروکلمان فراهم آمده بود، در ۱۹۰۴ به وسیلة آکادمی برلن منتشر گردید. اما ناشر عیون الاخبار شرط کرد که چون عیون الاخبار کتابی نیست که مورد استقبال شمار فراوانی قرار گیرد، اثر دیگری که سودش فراوانتر باشد به آن ناشر تقدیم کند. این حادثه او را مصمّم ساخت که > تاریخ نوشته های عربی < را تألیف کند. ناشر کتاب را طی سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۰ آماده ساخت تا اینکه مطبعة بریل * عهده دار نشر جدید آن گردید. بنابراین ، چاپ اول کتاب در دو جزء در ۱۸۹۷ و ۱۸۹۸ و ۱۹۰۲ منتشر گشت ، ولی چاپ بریل با ملحقات آن طی سالهای ۱۹۳۷ـ۱۹۴۲ به بازار آمد و کتاب در صورت نهایی خود در دو جلد که اصل است و سه جلد که ملحقات آن است در دسترس اهل علم قرار گرفت . این کتاب که تا آن وقت در جهان علم نظیر نداشت ، بااستقبال خاورشناسان بویژه اسلام شناسان مواجه شد، زیرا مشتمل بر همة آثاری بود که به زبان عربی تحریر یافته است ، از این جهت کلمة «لیتراتور» را در عنوان کتاب باید به «نوشته ها» ترجمه کرد.

در بهار ۱۹۰۰، زاخائو از بروکلمان خواست تا تدریس زبان عربی را در مدرسة زبانهای شرقی برلن بپذیرد و در تابستان همان سال کرسی دانشگاههای ارلانگن و برسلاو به وی پیشنهاد شد، و او ترجیح داد که به برسلاو برود. در همین اوقات او در تألیف مجموعه ای دربارة تاریخ ادبیات شرق ، که از ۱۹۰۱ آغاز شده بود، سهیم گشت و جزء هفتم از این مجموعه ، بخش «تاریخ ادبیات مسیحی در شرق » را که شامل ادبیات سریانی و عربی می شد، به رشتة تحریر درآورد. بروکلمان در ۱۹۰۳ نسخه های خطی شرقیِ کتابخانة شهرداری برسلاو، و در سالهای بعد نسخِ خطی شرقی کتابخانة شهرداری هامبورگ را فهرست کرد. سپس از او دعوت شد که در دانشگاه کونیگسبرگ تدریس کند (۱۹۰۳). او در آنجا بیشتر کتابهای خود از جمله > اصول دستور تطبیقی زبانهای سامی < را (دو مجلّد ۱۹۰۷ـ۱۹۱۳) تألیف کرد. در ۱۹۰۹ پس از درگذشت فرنکل و استقرار پریتوریوس به جای او، بروکلمان در شهر هاله جای پریتوریوس را گرفت و از ۱۹۱۰ تا ۱۹۲۲ در آنجا زیست و در همانجا در ۱۹۰۹ ازدواج کرد. وی در اثنای اقامت خود در هاله ، جزء دوم کتاب اصول دستور تطبیقی زبانهای سامی < را نوشت و چاپ دوم > فرهنگ سریانی < را آماده کرد، ولی جنگ جهانی اول کار او را کند ساخت ، زیرا بسیاری از متون سریانی که در خارج آلمان منتشر شده بود به آلمان نمی رسید؛ در هر حال ، جزء اول این کتاب در ۱۹۱۸ و طبع کامل آن در ۱۹۲۸ صورت پذیرفت .

بروکلمان به موازات توجه به زبانهای سامی ، به زبان ترکی نیز عنایت داشت و در آغاز جنگ جهانی دوم ، دیوان لغات التّرک کاشغری را در استانبول چاپ کرد. این کتاب مشتمل بر اطلاعات فراوانی از اقوام ترک در آسیای مرکزی بود و بر اساس همین کتاب ، > کنزاللغة ترکی میانه < را تألیف کرد که با کمک آکادمی علوم مجارستان به چاپ رسید.

بروکلمان در تابستان ۱۹۳۲ به ریاست دانشگاه برسلاو منصوب گشت . در این دوران دانشجویان بر ضد کوهن که یهودی بود تظاهرات کردند و چون بروکلمان از آزادی دانشگاه در انتخاب استادان به هر مذهبی که باشند دفاع می کرد، در ۱۹۳۳ ناچار به استعفا گردید، ولی کرسی استادی خود را در دانشگاه تا پاییز ۱۹۳۵ که بازنشسته شد، حفظ کرد. او در بهار ۱۹۳۷ به شهر هاله منتقل گشت تا بتواند از کتابخانة خاورشناسی آلمانی آنجا استفاده کند و به تصحیح و تکمیل و استدراک کار اصلی خود، > تاریخ نوشته های عربی < ، بپردازد که نتیجة آن را بریل در دو جلد در ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، در لیدن به عنوان > ذیل < ، منتشر ساخت .

در سالهای ۱۸۹۵ تا ۱۹۱۴، بروکلمان در جریان گردآوری اطلاعات دربارة تاریخ اسلام قرار گرفت و فصل «تاریخ اسلام » را در اثری که به اشراف یولیوس فون پلوگ هارتونگ دربارة تاریخ جهان نگاشته شده است ، نوشت . این فصل به طور فشرده تاریخ اسلام را از آغاز تا زمان حاضر فرامی گرفت . بروکلمان در طی بیست و پنج سال این مطلب را گسترش داد و فصلی دراز دربارة اوضاع دولتهای جدید اسلامی بعد از جنگ

جهانی اول تا ۱۹۳۹ بر آن افزود و همة این اطلاعات رادر > تاریخ ملل و دول اسلامی < در ۱۹۳۹ منتشر کرد. اودر بخش «صدر اسلام و دوران بنی امیّه » بر ولهاوزن وکایتانی و در بخش آسیای میانه بر بارتولد و مینورسکی و در بخش دولت عثمانی بر ویتک اعتماد کرد. در ۱۹۴۳کتاب تجدید چاپ شد و در آغاز جنگ جهانی دوم ، بدون اطلاع او، به زبان انگلیسی ترجمه و در ۱۹۴۷ منتشر گشت . گذشته از ترجمة فرانسوی و ترکی و هلندی ، ترجمه ای هم به زبان عربی به وسیلة منیر بعلبکی و نبیه فارس (بیروت ۱۹۴۹) و ترجمه ای به فارسی به وسیلة هادی جزایری (تهران ۱۳۴۶ش ) صورت گرفت . او در زمان بازنشستگی ، در ۱۹۴۵ کتابداری انجمن خاورشناسان آلمان را عهده دار گردید و در تابستان ۱۹۴۷ به عنوان استاد ممتاز، درسها و سخنرانیهایی مطابق میل خود ارائه داد؛ از جمله به تدریس ترکی جدید و تاریخ عثمانی و نیز زبانهای سریانی و آشوری و بابلی و حبشی و قبطی پرداخت و گاه گاه درس زبان فارسی جدید و فارسی میانه و زبان ارمنی را هم به کارهای خود می افزود. او علاوه بر مهارت در زبانهای اروپایی ، مانند یونانی و لاتین و فرانسوی و ایتالیایی و اسپانیایی ، یازده زبان شرقی (عربی ، سریانی ، عبری ، آشوری ، بابلی ، حبشی ، فارسی میانه ، فارسی جدید، ارمنی ، ترکی و قبطی ) نیز می دانست .

بروکلمان در تابستان ۱۹۵۳، برای بار دوم ، بازنشسته شد ولی باز هم درس و بحث را رها نکرد. در دسامبر

۱۹۵۴ سرماخوردگی شدیدی تندرستی او را مختل ساخت ،اما او با کمک همسر و یکی از شاگردانش کتاب > نظم زبان عبری < را تألیف کرد و سرانجام در ۶ مه ۱۹۵۶ درگذشت .

بروکلمان شرح حالی از خود باقی گذاشته که در مجلة اورینس (ج ۲۷ و ۲۸؛ ۱۹۸۱) به چاپ رسیده است . یوهان فوک نیز مقاله ای تحت عنوان «بروکلمان به عنوان یک خاورشناس » دارد که در > مجلة انجمن خاورشناسان آلمان < (1958) منتشر شده است . همچنین اوتو اشپیس در ۱۹۳۸، به مناسبت هفتادمین سال تولد بروکلمان ، فهرستی از ۵۵۵ اثر او را در > مجلة علمی دانشگاه مارتین لوتر < (هاله ـ ویتنبرگ ، مجموعة اقتصادی اجتماعی ، دورة هفتم دفتر چهارم ) چاپ کرد. هلموت ریتر نیز فهرست دیگری از آثار بروکلمان به ترتیب زمانی (۱۸۹۰ـ۱۹۵۴) فراهم کرد. این فهرست را یورگ کریمر به عربی برگرداند و صلاح الدین منجد منتشر کرد (ص ۲۵ـ۴۱).

منابع : عبدالرحمان بدوی ، موسوعة المستشرقین ، بیروت ۱۹۸۴، ص ۵۷ ـ ۶۶؛ نجیب عقیقی ، المستشرقون ، قاهره ۱۹۸۰ـ۱۹۸۱، ص ۴۲۴ـ ۴۳۰؛ صلاح الدین مُنَجِّد، المنتقی من دراسات المستشرقین ، قاهره ۱۹۵۵، ص ۲۵ـ۴۱؛

Encyclopaedia Iranica , s.v. “Brockelmann” (by Rudolph Sellheim).

/ مهدی محقق /

تیتوس بورکهارت

تیتوس (ابراهیم )، هنرشناس و متفکر مسلمان سویسی ـ آلمانی و از نویسندگان سنت گرا. در ۱۳۲۶/ ۱۹۰۸ در فلورانس به دنیا آمد. او فرزند کارل بورکهارت ، مجسمه ساز سویسی و برادرزادة یاکوب بورکهارت (۱۸۱۸ـ ۱۸۹۷ میلادی )، مورخ هنر، و از خانواده های سرشناس اهل بازل (بال ) سویس بود. تیتوس بورکهارت در دورة ابتدایی و متوسطه با فریتهوف شوان * (۱۹۰۷ـ ۱۹۹۸

میلادی )، متفکر و شرق شناس مسلمان ، همدرس بود و همراه با او به نقاشی و طراحی روی آورد. این آشنایی بعدها به همکاری و همفکری عمیقی تبدیل شد که تا پایان عمر بورکهارت ادامه یافت (بورکهارت ، ۱۳۷۰ ش ، مقدمة ستاری ، ص ۸؛ ترقی جاه ، ص ۲۰؛ بورکهارت ، ۱۹۸۷، مقدمة استادرت ، ص ۳، ۵).

بورکهارت به سبب علاقه ای که به هنر قرون وسطی و قدیم داشت در ۱۳۱۴ ش /۱۹۳۵ به افریقای شمالی سفر کرد و مدتی در شهرهای مغرب سکونت گزید. این سفرها و بخصوص سکونت در فاس او را شیفتة هنر و تمدن اسلامی کرد. وی پس از اسلام آوردن ، نام ابراهیم را برای خود برگزید و با راهنمایی علی بن طیب درقاوی ، شیخ طریقت درقاویه * ، به فراگیری زبان عربی ، علوم دینی و عرفان نظری مشغول شد (بورکهارت ، ۱۹۸۷، مقدمة استادرت ، ص ۸ ـ۹؛ همو، ۱۹۹۲، تکملة میشو، ص ۱۶۵؛ نصر، ۱۹۸۷، ص ۲۹۵). (ادامه…)

جالینوس

جالینوس پزشک یونانی : ۱۳۰ – ۲۰۰م                                  ویرایش : مریم فودازی
«جالینوس» اهل «پرگامون» یونان (برگامای کنونی در ترکیه) بود. وی در میان پزشکان یونان باستان – که هریک در زمان خود بی مانند بودند- در مرتبه هشتم قرار داشت. وی در دورانی زندگی می کرد که اروپا تحت تسلط امپراطوری روم قرار داشت و نگاه رومیها به پزشکی، بیشتر در حد تاکید بر بهداشت همگانی بود. آنها قناتهایی را برا ی انتقال آب سالم فاضلابها و خارج کردن مواد زائد و گرمابه های عمومی و همچنین رعایت بهداشت شخصی افراد ساخته بودند. با وجود این، محدودیتهایی نیز در نگرش آنها وجود داشت. برای مثال، آنها به درمان بیماریهای فردی توجهی نداشتند و کالبد شناسی را نیز به حساب نمی آوردند. از این رو جالینوس به شناخت نقاط ضعف طب در رومیها کمک کرد. (ادامه…)

تیتوس بورکهارت

بورکهارت ، تیتوس (ابراهیم )، هنرشناس و متفکر مسلمان سویسی ـ آلمانی و از نویسندگان سنت گرا. در ۱۳۲۶/ ۱۹۰۸ در فلورانس به دنیا آمد. او فرزند کارل بورکهارت ، مجسمه ساز سویسی و برادرزادة یاکوب بورکهارت (۱۸۱۸ـ ۱۸۹۷ میلادی )، مورخ هنر، و از خانواده های سرشناس اهل بازل (بال ) سویس بود. تیتوس بورکهارت در دورة ابتدایی و متوسطه با فریتهوف شوان * (۱۹۰۷ـ ۱۹۹۸میلادی )، متفکر و شرق شناس مسلمان ، همدرس بود و همراه با او به نقاشی و طراحی روی آورد. این آشنایی بعدها به همکاری و همفکری عمیقی تبدیل شد که تا پایان عمر بورکهارت ادامه یافت (بورکهارت ، ۱۳۷۰ ش ، مقدمة ستاری ، ص ۸؛ ترقی جاه ، ص ۲۰؛ بورکهارت ، ۱۹۸۷، مقدمة استادرت ، ص ۳، ۵). (ادامه…)