جمعه ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ - نظرات (۴) زادگاهش قریه دشت ارژن فارس (هفت فرسنگی شیراز) بود و قبیله اش در کازرون احترام فوق العاده داشتند و حتی پس از آن که کازرون به دست مسلمین افتاد، این طایفه از پرداخت جزیه معاف شدند. از رجال برجسته قبیله سلمان، یکی شیخ ابواسحق ابراهیم بن شهریار بن مهریار کازرونی است که در مدت عمر خود صدقات سلمان فارسی را از بیت المال خلفای عباسی می گرفت و بین افراد عشیره تقسیم می نمود. (ادامه…)
جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ - نظرات (۴) خلاصه : خواجه جمال الدین سلمان بن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی، در اوایل قرن هشتم هجری در ساوه به دنیا آمد. وی از آخرین قصیده سرایان معروف ایران پیش از صفویان است. او در تغزل و تشبیب نیز مهارت داشت. به عقیده وی، قدرت شاعری در توانایی به کارگیرری صناعات ادبی در شعر است. شایان نقل است که بیشتر قصاید سلمان در مدح سلاطین و وزراءو اندکی نیز در موضوعات اخلاقی، دنیاگریزی و نعت پیامبر و ائمه است.
والدین و انساب : پدر سلمان، علاءالدین نام داشت. پدر اهل فضل بود و شغل دیوانی داشت. [دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۸، زیر نر دکتر محمد معین و دکتر سید جعفر شهیدی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، ص ۱۲۱۰۹ ]
اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : زندگانی سلمان تا حدودی به میل سلاطین بستگی داشت. از قطعات سلمان معلوم می شود که مرسوم شاه همیشه به وقتش نمی رسیده است و این امر باعث مقروض شدن شاعر گشته است. علاوه بر مرسوم که با طلا پرداخت می شد، شاعر گاه گاه از صمدوحان خود نیز انعام می گرفته است. که شامل لباس، گندم، جو، اسب، شتر و امثال اینها عبارت بود. [ملااحمد، میرزا. بازتاب اوضاع زمان در مقطعات سلمان ساوجی. ایران شناخت. تابستان ۱۳۷۷،ص ۲۱ ]
هم دوره ای ها و همکاران : سلمان در اوایل عمر خواجه غیاث الدین محمد وزیر سلطان ابوسعید ایلخانی را در قصاید خود مدح کرد. او سپس شیخ حسن بزرگ از سلسله جلایریان و سلطان حسین و سلطان اویس را نیز مدح کرده است. [لغت نامه دهخدا، ج۸، ص ۱۲۱۰۹] از قطعات سلمان ساوجی بر می آید که او با شاهان سلسله جلایری ، یعنی شیخ حسن بزرگ، همسرش دلشادخاتون و فرزند و وارثش سلطان اویس رابطه خیلی نزدیک داشته است و ارتباط شخصی خود را با آنها آشکارا به قلم آورده است. سلمان با سلطان اویس از زمان تولدش آشنایی داشته، و تا آخر عمر مربی و ندیم وی بوده است. از این جاست که اکثر قصاید و قطعات شاعر به او اختصاص داشته و کشور گشایی ها و وسیع شدن قلمرو او را یادآور می گردد. سلمان از ارتباط نزدیک با شاهان استفاده کرده و آنها را بعضاً نصیحت هم کرده است. [ملااحمد، بازتاب اوضاع زمان در مقطعات سلمان ساوجی، صص ۷-۱۲ ] سلمان سالهای زیادی را دور از خانواده، در بغداد و در خدمت شاهان جلایری بود. [همان،ص ۲۰ ] شاعران معروف در زمان سلمان، کمال خجندی و ابواسحاق شیرازی( بسحق اطعمه) می باشند. [کلیات سمان ساوجی به تصحیح دکتر عباسعلی وفایی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ایران، ۱۳۷۶، ص بیست و شش ] (ادامه…) |
پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۷ - نظرات (۶) ابونعیم روایت می کند که پیامبر خدا (ص) فرمود: روح الأمین بر من نازل شد و حدیث کرد که خدا چهار تن از اصحاب مرا دوست می دارد: حاضران پرسیدند: آنان چه کسانی اند؟ فرمود: على، سلمان، ابوذر و مقداد. (حلیة الاولیاء)
ویژگی های خانوادگی پس از اسلامِ سلمان، که بارها از زبان او و اهل بیت (ع) به ثبت رسیده چنین است:
سلمان بن اسلام: سلمان فرزند اسلام (= سلمان فارسى)، فرزند عبداللّه، عضوی از خانواده پاک پیامبر و آزاد شده مصطفی.
ابن عساکر در تاریخ دمشق، گفت: سلمان فارسى، مکنّى به ابوعبداللّه، از اهالى رامهرمز (در استان خوزستان) و یا از اهالى اصفهان، از روستایى به نام «جى» بود و پدرش در این روستا کشاورزى مى کرد و بر کیش زرتشتیت قرار داشت. سلمان نیز بر همین کیش بود، تا این که به مسیحیت تمایل پیدا کرد و مسیحى شد و پس از چندى با یهودیت آشنا شد. آن گاه به مدینه رفت و برده مردى از یهودیان بنى قریظه، قرار گرفت. هنگامى که پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله به این شهر هجرت کرد با دعوت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله با دین اسلام آشنا گردید. سلمان به نزد آن حضرت آمد و مسلمان شد و پیامبر (ص) با مولاى او قراردادى بست بر این که سلمان کار کند و از درآمدهاى خویش، خود را آزاد کند. پیامبر (ص) و مسلمانان مدینه او را کمک کردند تا این که بهاى خویش را به یهودى پرداخت و آزاد گردید. وى با این که ایرانى نژاد است در میان عرب ها و مسلمانان حجاز که غالبا عرب نژاد بودند، به مقامى رفیع و مرتبه اى بلند دست یافت. (ادامه…)