بُرُقلُس : برقلس

بُرُقلُس ، فیلسوف نوافلاطونی یونان متأخر و نویسندة آثار فلسفی در قرن پنجم میلادی که فلسفة فلوطین (افلوطین) و اتباع او از جمله از طریق آثار وی در فلسفة اسلامی وفلسفة مدرسی تأثیر کرده است . نام او در یونانی پروکلوس است > دایرة المعارف فلسفه < ، ذیل “Proclus” ؛ > واژه نامة بزرگ دانشنامه ای لاروس < ، ذیل “Proclus” ). در منابع اسلامی از او با عنوان «دیادوخُس » (یا دیدوخس ) برقلس نام برده اند که در یونانی به معنای عَقیب (از پی آینده / جانشین ) است (ابن ندیم ، ص ۵۱۷؛ قفطی ، ص ۸۹). برقلس را از آن رو بدین لقب خوانده اند که افلاطونی مذهب و رئیس مدرسة افلاطون در آتن (آکادمی ) بوده است ( > ایرة المعارف فلسفه < ، همانجا). مسلمانان نام او را علاوه بر برقلس ، به صورتهای اَبَرقُلُس ( الافلاطونیة ، ص ۲۵۷)، بُرقلیس (عامری ، ص ۸۳) و فورقلس (شهرستانی ، ج ۲، ص ۱۵۷) و نیز برقلس افلاطونی (ابن ندیم ، همانجا) و برقلیس دهری (عامری ،همانجا) گفته اند. صفت دهری از آنجا بر وی اطلاق شده که در رساله ای از اندیشة یونانی قدَمِ عالَم دفاع کرده است ( رجوع کنید به دنبالة مقاله ). (ادامه…)

جبران خلیل جبران

“جبران خلیل جبران”، شاعر ، نویسنده و نقاش مشهور لبنانی، سال ۱۸۸۳ در شهر بشری لبنان متولد شد و سال ۱۹۳۱ در نیویورک درگذشت. او در زمینه شعر , داستان و مقاله‏های فلسفی و عرفانی آثار گوناگونی به دو زبان عربی و انگلیسی به رشته تحریر درآورده که همه این آثار به این دو زبان و بعضی از آنها به زبان‏های دیگر ترجمه و منتشر شده است. او اصولا کوتاه‏نویس و کلمه‏پرداز است، در نوشته‏های او زیر هجوم معانی و مفاهیم، دست و پای قالب‏ها می‏شکند و مرز میان شعر، قصه و مقاله در هم می‏ریزد. “جبران” در قالب داستان شعر می‏گوید و با زبان شعر داستان می‏نویسد. او نویسنده مفاهیم است. از این رو آثارش در عبور از صافی سخت‏گیر ترجمه نسبت به آثار دیگران لطمه کمتری می‏خورد .
(ادامه…)