سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۸ - نظرات (۰) فیلسوف یونانی (۴۷۰ – ۳۹۲ ق.م )
ویرایش : مریم فودازی
۴۷۰ سال قبل از میلاد مسیح، سقراط در «آلوپکای» آتن چشم به جهان گشود. والدینش از افراد برجسته و متشخص جامعه یونان بودند. پدرش» سوفرونیسک» حجار، پیکرتراش و اهل علم و مطالعه بود. مادرش فنارت نام داشت که قابله بود و با «زانتیپ» که بسیار جوانتر از خودش بود، ازدواج کرد. حاصل این ازدواج ۳ پسر با نامهای
«لا مپروسل»، «سوفرونیسوس» و «منگزتوس» بود. هنگامی که او اعدام شد، آنها بسیار کوچک بودند. (ادامه…)
جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸ - نظرات (۱) پزشک و فیلسوف ایرانی (۳۷۰ – ۴۲۸ ﻫ.ق)
ویرایش : مریم فودازی
ابوعلی حسین بن عبدالله معروف به ابوعلی سینا در سال ۳۷۰ هجری قمری درخرمیشن از توابع بخارا متولد شد. او پزشک ، ریاضیدان ، فیلسوف و منجم بزرگ ایرانی بود . پدرش عبدالله در دستگاه سامانیان محصلی مالیات را عهده داربود و مادرش ستاره نام داشت. وی در بلخ پرورش یافت و قرآن و سایر علوم را آموخت. استاد وی عبدالله ناتلی بود که از رجال مشهور قرن چهارم هجری به شمار می رفت. او در هجده سالگی، چنانچه خود نوشته است، همه علوم را فرا گرفته بود. در بیست و یک سالگی دست به تالیف و تصنیف زد، در بیست و دو سالگی پدرش را ازدست داد و خود متصدی شغل پدر گردید. اما به علت نابسامانی اوضاع سیاسی ، بخارا را ترک نمود و به گرگانج پایتخت امرای مامونیه خوارزم و نزد خوارزمشاه علی ابن مامون و وزیرش ابوالحسین احمدبن محمد سهیلی رفت. در این هنگام، محمود غزنوی بر خوارزم نفوذ یافته بود و از دانشمندان دربارخواسته شد که به غزنین به خدمت سلطان محمود بروند. ابوعلی سینا که از تعصب آن پادشاه خبردار بود ، به همراهی ابوسهیل مسیحی از خوارزم گریخت و از راه ابیورد و طوس به قصد گرگان حرکت کرد تا به قابوس بن وشمگیرکه به عنوان یاریگر و حامی دانشمندان شهرت یافته بود، بپیوندد. اما وقتی که پس از مشقات بسیار بدان شهر رسید، قابوس مرده بود. (ادامه…)
جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ - نظرات (۰) مهدى، حکیم و اصولى معاصر. پدرش، شیخعبدالکریم حائرى یزدى*، مؤسس حوزه علمیه قم بود. مهدى حائرى در ۱۳۰۲ش در قم متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در زادگاهش گذراند و در ۱۳۱۵ش تحصیلات علوم دینى را آغاز کرد (حائرى یزدى، ۱۳۸۱ش، ص ۱۶، ۲۲ـ۲۳). وى به موازات تحصیل فقه و اصول، با جدیت به تحصیل فلسفه پرداخت. مهمترین استادان وى در فقه و اصول، سیدمحمد حجتِ کوهکمرى*، سیدمحمدتقى خوانسارى* و حاجآقا حسین طباطبایى بروجردى* و در فلسفه سیداحمد خوانسارى، امام خمینى* و میرزامهدى آشتیانى* بودند (همو، ۱۳۷۹ش،ص۲۱ـ۲۶). وى در حدود سال ۱۳۳۰ش به نجف رفت و سپس به تهران بازگشت. پس از فوت میرزامهدى آشتیانى، سرپرستى مدرسه سپهسالار قدیم، که بنابر وقفنامه میبایست به فردى ماهر در معقول و منقول واگذار میشد، به حائرى یزدى واگذار شد. وى در این زمان (حدود ۱۳۳۲ش) تدریس در مدرسه سپهسالار و دانشگاه تهران را نیز آغاز کرد. علاوه بر این، از جانب آیتاللّه بروجردى به دکتر مصدق، نخستوزیر وقت، معرفى شد و مصدق او را به عنوان مجتهد جامعالشرایط شوراى عالى فرهنگ منصوب کرد (همو، ۱۳۸۱ش، ص ۲۳ـ۲۶). در حدود ۱۳۳۸ش، وى از طرف آیتاللّه بروجردى، براى تبلیغ اسلام و خصوصآ معرفى مذهب شیعه، عازم امریکا شد اما خیلى زود دریافت که بدینمنظور باید با زبان و تفکر غربى آشنا شود، لذا تحصیل در رشته فلسفه را در دانشگاههاى امریکا آغاز کرد. دوره لیسانس را در دانشگاه جورج تاون و فوقلیسانس را در میشیگان گذراند و براى تحصیل در دوره دکترى به تورنتو (کانادا) رفت و در این مدت، علاوه بر تحصیل، به تدریس نیز اشتغال داشت. پس از پایان دوره دکترى، به امریکا برگشت و به عنوان عضو انجمن اخلاقِ زیستى کِنِدى در دانشگاه جورج واشنگتن استخدام شد و تا ۱۳۵۹ش در این سمت بود و در این دانشگاه و نیز دانشگاه ییل تدریس میکرد (همان، ص ۲۷ـ۳۱، ۳۹ـ۴۰). حائرى در نخستین روزهاى پس از پیروزى انقلاب اسلامى، از طرف امام خمینى، سفیر ایران در واشنگتن شد، اما خیلى زود از این مقام استعفا کرد و در ۱۳۵۹ش به ایران بازگشت. در ۱۳۶۳ش براى تدریس به دانشگاه آکسفورد رفت و مدتى هم در لندن بود (همان، ص ۳۲، ۱۰۱ـ۱۰۳). وى در ۱۳۷۸ش در تهران درگذشت (صدوقى سها، ص۳۹۳؛ حائرییزدى،۱۳۸۱ش، مقدمه لاجوردى، ص۱۳). (ادامه…)
جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ - نظرات (۱) شیخ محمود بن عبدالکریمبن یحیی، عارف و شاعر نامدار آذربایجانی در قرن هشتم. دربارۀ زندگی او اطلاعات اندکی در دست است. لقب او سعدالدین بود (رجوع کنید به سفینه تبریز، ص ۷۳۳؛ ابنکربلایی، ج ۲، ص ۸۸؛ قس حاجی خلیفه، ج ۲، ستون ۱۵۰۵، که گفته لقب او نجمالدین بوده است). ظاهرآ در نیمۀ دوم قرن هفتم در شبستر به دنیا آمد (رجوع کنید به شیروانی، ص ۸۹؛ هدایت، ۱۳۴۴ش، ص ۲۲۱). برخی محققان متأخر (مشحون، ص ۱۲؛ زرینکوب، ص ۳۱۸)، در تعیین زمان دقیق ولادت شبستری، از روی تذکرههایی که وفات او را در ۷۲۰ و عمر وی را ۳۳ سال نوشتهاند، به اشتباه، ولادت او را در ۶۸۷ دانستهاند.
در سعادتنامه منسوب به شبستری (۱۳۷۱ش، ص ۱۶۸) از فردی به نام امینالدین به عنوان استاد وی یاد شده است. لاهیجی (ص ۳۴) نیز منظور شبستری را از «مرد کار دیده» در ابتدای گلشنراز*، امینالدین دانسته است. تنها صوفیای که در آن دوره به این نام شناخته شده، امینالدین حاج بُلَه* است. به نوشتۀ لویزن (ص ۲۱) شاید منظور از امینالدین، حاجی امینالدین عبدالسلامبن سهلان خُنجی باشد. (ادامه…)
سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ - نظرات (۰) بنارسی ، امان اللّه ، از علمای مشهور شبه قاره در سدة دوازدهم . پدرش ، نورالله بن حسین بنارسی ، صوفی و فقیه حنفی بود (آزاد بلگرامی ، ص ۷۸؛ حسنی ، ۱۳۸۲ـ۱۴۱۰، ج ۶، ص ۳۹۳). امان اللّه در شهر بنارس * هند به دنیا آمد. وی نزد قطب الدین سهالوی ، شیخ محمدماه دیوکامی و شیخ قطب الدین حسینی شمس آبادی (متوفی ۱۱۲۱) به تحصیل علوم پرداخت (حسنی ، ۱۳۸۲ـ۱۴۱۰، ج ۶، ص ۴۱،۲۳۲) و در معقول و منقول تبحر یافت . او همچنین از حافظان قرآن بود. در عهد اورنگ زیب عالمگیر، ششمین امپراتور سلسلة تیموریان هند (حک : ۱۰۶۸ـ ۱۱۱۸)، عهده دار صدارت لکهنو شد. در همین دوران با محب الله بهاری * ، قاضی لکهنو، مباحثات علمی می کرد (آزاد بلگرامی ، همانجا؛ صدیق حسن خان ، ج ۳، ص ۲۳۵). (ادامه…)